1009 - ق ر ا ر - . . .

10:31 - شنبه - 8/5/90

 

 ق ر ا ر - . . .

 

 

قرار نبود خانه بمانم ؛ حقیقت کتاب ها و کتابچه های قانون را که برداشتم بروم کتابخانه ؛ دیدم وزنش شد هزار و دویست کیلو !

گردنم تازه دارد گردن می شود از وقتی که مجبور نیستم دیگر پشت آن میز چرک و کثیف نشسته باشم و زاویه 60 درجه ساخته باشم با گردنم برای دیدن صفحه مانیتور !

4 سال هر کسی هم زل می زد با یک زاویه 60 درجه به مانیتورش ولو روزی 4-5 ساعت ؛ سعی می کرد مابقی عمر را با کتف و گردنش مهربان تر باشد !

ضمنا ً قرار هم نبود الان گوگوش بگذارم و امیدوار باشم مرده باشم با کسی تا در دنیایی بهتر دست هایش را گرفته باشم ! 

همچنین قرار نبود به جای خواندن آیین دادرسی و جزا و مدنی ، توی مسنجر و گودر و وبلاگم پلاس باشم !

 

ولی من نشسته ام اینجا ، کتابخانه نرفته ام هنوز ؛ دارم گوگوش گوش می کنم و امیدوارم طراحان سوال کانون ، مثل من به مسنجر و وبلاگ و گودر ارادت خاص داشته باشند !!!

 

پ . ن :

متن دوباره نویسی شد ؛ سری اولش نصفش پرید !

من میگم متن هایی که این طور بازنویسی کنی ، مثل قرمه سبزی ای هستند که آب بریزی رویشان و دوباره داغ کرده باشی شان ! چشم

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید