1001 - ح م ل ا ت - ت ر و ر ی س ت ی

13:28 - یکشنبه - 2/5/90

 

ح م ل ا ت - ت ر و ر ی س ت ی 

 

 

روزنوشت رو که شروع کردم به نوشتن ، مرداد ماه بود ؛ از اون روز ، دو سال گذشته و دقیقا ً در آستانه این سالگرد ، من هفتمین یا هشتمین وب فعالم را دوباره راه انداختم ! خجالت

خب دلیل این بارش را می توانید حملات تروریستی هم دانسته باشید ؛ من مجبور شدم کل ایمیل و کل وبلاگ ها را با هم ( روزنوشت و سر سطر هم چون در لینک های آنجا بودند فعلا حذف موقت شدند ) دود کنم بفرستم هوا ؛

خواهشا ً هر کسی ایمیل سابق ما را دارد ، از خیرش بگذرد ؛ نه چیزی ارسال کند و نه اگر احیانا چیزی ارسال شد ، تحویل بگیرد ؛ اسپم کنید برود پی کارش !

 

اما این بار قصه این جور بود که ظرف کمتر از 24 ساعت ، کسی که از توی آی دی دیگر ما بود ، هم وبلاگ را پیدا کرد ، هم تمام پروفایل ها یا به قول خودش آواتار های ایمیل سابق من را !!! هیپنوتیزم

 

من کامپیوتر هیچی سرم نیست ، یعنی اینقدر که بدانم اگر کسی توانست تمام عکس های پروفایل من را به دست بیاورد که حتی توی حافظه خود مسنجر هم نیست پیدا کند ، تا چه حد می تواند جلوتر برود یا رفته باشد ؛ ولی امنیت اینطور ایجاب می کند و می کرد که من یکدفعه تمام راه های ارتباطی اش را قطع کرده باشم ؛

من اینجا خیلی هم پنهان و ناشناخته نیستم ؛ ولی موضوع این است که اینکه خودت ، خودت را آشکار کنی تا اینکه بخواهند پیله بشوند و کمتر از 24 ساعت از شما پرسیده باشند خب خواهرت درسش تمام شد یا نه و تو متعجب بشی که کی اصلا به کسی گفته ای خواهر هم داشته ای و آن وقت یکی یکی مطالب وبلاگت را بگذارند کف دستت !

خب وبلاگ واسه خواندن است ، ولی وقتی کسی به دلایلی نمی خواهد بیشتر از چیزی که دوست دارد خودش را با دیگران به اشتراک بگذارد ، لابد دلایل خودش را دارد !

توجیه این کار هم نشان دادن امنیت پایین دنیای وب بیان شده است البته از سوی ایشان وقتی پرسیدم چرا ؛ ولی برای من هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست ، نمی دانم به این هک می گویند ، چه می گویند ، ولی هیچ از این حمله تروریستی خوشم نیامده !

حس کردم به دردسر جابجایی کلی اش شاید بیارزد تا اینکه دائم در هراس و اضطراب زیر نظر بودن ...

حیف شد ، متاسفم ولی باز هم مجبورم از سر سطر آن هم درست در آستانه ورود به سومین سال تجربه وب بازی ام اینجا باز هم پست اول را نوشته باشم !!!

الان نه ، ولی روزی روزگاری ، تمام مطالب پراکنده وب ها را کلا ً به یک وبلاگ یا سایت منتقل می کنم و تماما ً پشت سر هم قرارشان می دهم ؛ اگر الان پشت سر هم نوشته بودم ، لابد این مطلب هزارمین مطلب شده بود ...

اینجا ، از هزار می خواهم شماره بزنم ...

هزاره دوم وب نویسی !!! زبان

ضمنا ً در آستانه این هزاره ، مفتخریم به عرض برسانیم دیگر با نام خودمان می نویسیم !

 

/ 0 نظر / 4 بازدید